السيد محمد حسين الطهراني
71
امام شناسى (فارسى)
پس واى ، پس واى ، سپس واى بر آن كسانىكه در فرداى قيامت با ظلم و ستمى كه بهمن روا داشتهاند ، خدا را ملاقات كنند . ( عجيب كه اين دو عالم سنّى مذهب چگونه اوّلًا بهطور يقين اين اشعار را از آنحضرت مىدانند ، و معترف و مقرّ بدوزخى بودن ستمكاران به آن حضرت بنا بهفرموده آنحضرت خواهند بود ) نسبت امير المؤمنين به پيامبر اكرم و نقل شده است از جابر بن عبد الله انصارى كه گفت : شنيدم على بن أبىطالب در حضور رسول خدا اشعارى انشاء مىكرد و حضرت رسول مىشنيدند : أنا اخُو المُصطَفَى لَا شَكَّ فِى نَسَبِى * بِهِ رُبيِّتُ وَ سِبطَاهُ هُمَا وُلدِى جَدّى و جَدُّ رَسولِ اللهِ مُنفَرِدٌ * وَ فَاطِمُ زَوجَتِى لا قَولَ ذِى فَنَدٍ صَدَّقتُهُ وَ جَمِيعُ النَّاسِ فى بُهَمٍ * مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الإشَراكِ وَ النُّكرِ « 1 » من برادر رسول خدا مصطفى هستم ، كه هيچ شكّى در نسب من نيست ، در دست آنحضرت تربيت يافتم ، و دو سبط آنحضرت دو فرزند من هستند . جدّ من و جدّ رسول خدا واحد است ؛ و فاطمه دختر رسول خدا زوجهء من است ، و اين گفتار گزاف و كلام خالى از شعور و ادراك نيست . من به پيغمبر ايمان آوردم و تصديق او را نمودم ، در وقتىكه جميع مردم در ضلالت و شرك و عسرت ، متحيّر و سرگردان بودند . قال : فتبسّم رسول الله و قال : صَدَقْتَ يا على . جابر مىگويد رسول خدا تبسّمى نمودند ، و فرمودند اى على ! راست گفتى . أميرالمؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه ضمن خطبه قاصعه شرح حالات دوران كودكى خود را در صحبت رسول خدا ذكر مىكنند : وَقَد عَلمتُم مَوضِعِى مِن رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بِالقَرابَةِ القَريبَةِ وَ المَنزِلَةِ الخَصيِصَةِ وَ ضَعَنِى فِى حِجرِهِ وَ انَا وَلَدٌ وَ يَضُمُّنى الى صَدرِهِ ، يَكنُفُنِى الَى فِراشِهِ وَ يَمُسُّنىِ جَسدَهُ ، وَ يَشُمُّنىِ عُرفَهَ وَ كَانَ يَمضَغَ الطَّعامَ ثُمَّ يُلَقِّمُنيِهِ وَ مَا وَجَدَ لِى كِذبَةً فِى قَولٍ ، وَ لَا خَطلَةً فِى فِعلٍ .
--> ( 1 ) مطالب السؤول ص 11 و نيز در « ينابيع المودة » ص 75 اين اشعار را از موفق بن احمدبنبسند خود از جابربن عبدالله نقل مىكند كه گفت سمعت علياً يقول